عشق خون

چند روز پيش"حدودا 90 روز " رفتم جواب آزمايشم رو گرفتم, خوشبختا نه همه چيزش خوب بود الا يه چيز : متا سفانه عشق خونم رفته بود بالا. چشام قلمبه شد داشتم از خجالت سرخ مي شدم . جلوي عشق خونم نوشته بود حداكثر 1 عدد ولي براي من ميدونيد چند بود ؟

يه علامت بينهايت. ميدونيد يعني چي ؟ يعني خيلي بيشتر از 8 تا .

همچين مامانم بهم نگاه كردو دهنشو باز كرد كه متاسفانه از شدت صدا نفهميدم چي بهم گفت البته هرچي گفت مسلما جزوتربيتم به حساب نخواهدآمد .

به هر حال بعد از شنيدن صداي مامانونه و پايان صوت كشيدن گوشم, رفتم تو فكر كه اخه چطوري ميشه ؟ يعني من اينهمه عاشق بودم و خودم نميدونستم . اولش فكر كردم شايد هركي رو كه تو خيابان ميديدم عاشقش ميشدم . ولي اخه من بخاطر كنكور نه خيابوني رفته بودم ونه اموزشگاهي .

به هر حال وقتي كه سعي كردم از قشر خاكستري كلم بهره بگيرم تازه فهميدم اي داد بيداد , من هرچي دختر خاله و دختر دائي دختر عمو و با لعكس ( پسر خاله و پسر عمو اينا) دارم عاشقشونم. از 1 ماهه گرفته تا 80 ساله مثل مامان بزرگم و متا سفانه ازمايشگاه همه اين ها رو به حساب آورده بود .

در نتيجه تصميمي گرفتم اساسي, مثل تصميم كبري. به اين ترتيب كه دور هرچي فكو فاميله خط بكشم . و بعد دوباره رفتم ازمايشگاه.

تا خانواده از سلامتي و تندرستي روح و روانم با خبر بشوند . 2روز بعدش كه رفتم ميدونيد چي ديدم ؟ يه دونه يك گنده تو جواب آزمايشم . اونهم با رنگ سرخ جيگري جيغ. داشتم از اينكه از بينهايت رسيده بد به يك خوشحالي ميكردم كه دوباره گوشم صوت كشيد

(ميدونيد حرف مامانم چيه ؟ ميفرمايند كه چرا تو اصلا عاشقي؟) البته سوال بجاي كردند, كه منرا حسابي بردند در فكر و بالاخره بعد از  يك روز و نصفي تفكر دانستم كه دلباخته كه هستم . و آنهم كسي نبود جز ژوپي يعني خودم. آخه يادم رفته بود كه دور خودم خط بكشم .

(آخه باباجون آدم اگه عاشق خودشم نباشه كه بايد بره سوسك شه )

ولي با اين حال براي جلب رضايت خوانواده يه خط گنده هم دور خودم كشيدم . و دوباره روز از نو روزي از نو . البته ديگه مثل قبل دلشوره نداشتم چون ميدونستم ديگه چيزه جز 0 در جواب آزمايش نخواهم ديد. تازه يه چيز جالب اينكه بيمارستان به من يه مشاور معرفي كرد كه برم پيشش تا بفهمند كه چرا من حتي عاشق خودم نيستم . چون احتمال خودكشي رو تو برگم نوشته بودند 100% .

راستي حالا كه من گفتم عشق خونم چنده شماها هم جرزني نكنيد وبگيد .

عههههههههههههههه اگرهم رياضي خوب بلد نيستيد ميتويد اسما شونو بنويسيد تا براتون جمع كنم :) ولي نامردي اگه ازيه دونه بيشتر باشه ها

      

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٢٢
تگ ها :