بهشت و دوزخ

تبديل گناهان به ثواب ها

 

خاخامي وجود داشت بنام بل شم . روزي زني به ديدار اين خاخام آمد . زن حدود هفتاد سال داشت . شوهر اين زن نيز هشتادساله بود . اين مرد گناه بسياري مرتكب شده بود و اكنون يواش يواش داشت به راه فضيلت گام مي گذاشت . زن آمده بود تا نذرش را ادا كند . او نذرش برآورده شده بود . مرد او ، همه ي عمرش را به گناه و فسق و فجور گذارنده بود . اما اكنون بازگشته بود ، توبه كرده بود . زن از اين بابت بسيار سپاسگزار بود . زن ، بر عكس مرد ، عمرش را به تقوي و پاكدامني و دعا سپري كرده بود . او همواره خود را بهشتي و شوهرش را دوزخي فرض كرده بود .

زن به بعل شم گفت : (( اكنون ديگر جاي اميدي هست . شوهر من نيز ميتواند به بهشت وارد شود . ))

بعل شم خنديد و گفت : (( سيئات او به حسنات تبديل شده است . اكنون گناهان او را نيز به پاي ثواب اش خواهند نوشت . ))

پير زن ناراحت شد و گفت : (( پس چرا قبلا اين موضوع را به من نگفتيه بوديد ؟ كاش پنجاه سال پيش ، من نيز اين موضوع را ميدانستم . ))

 

تبديل گناهان به ثواب ها ! اين هنر خداوند است و پير زن از اين موضوع دل افسرده مي شود ! دوزخ حاصل تنگ نظري و بخل اين مقدس ماب هاست . آنان صبح رسيده اند و سعي كرده اند ، سعي شان مشكور است ، آما آناني كه شامگاه رسيده اند و سعي نكرده اند ، اما در هر حال رسيده اند ، نيز بي بهره نميمانند . از اين درگاه همه با دست پر باز ميگردند . زيرا او صمد است ، پر است ، و با بخشش هاي خدايي اش ، هزگز تهي نمي شود .

همه ي ثنويت ها و دوگانگي ها ساخته و پرداخته ي ذهن است . ذهن را بردار ، همه رسيده اند . ذهن را بردار ، دوزخ و بهشت نيز كنار مي روند و تنها رضوان الهي ست كه همچون باران بر همه چيز و همه كس مي بارد : بارش بي امان عشق است كه همه را خيس خيس كرده است . نظري نيست كه از پرتو روي او روشن نباشد . منت خاك درش بر همه ي ديده ها هست . از حياي لب شيرين آن چشمه نوش است كه همه ي شكرها غرق آب و عرق اند .

من گفتم که بدونيدو حالشو ببريد.حالا تصميمتون چيه؟خدائيش دوست دارم بدونم ادمها بعد از خوندن اين متن چه فکرائی به سرشون ميزنه.

بهم بگين خوشحال ميشم.ايندفعه تو اف هم ميتونيد بگيد.مهم بيده

ارادتمند:ژوپی           

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٩
تگ ها :