منو تو با هم يه جفت عجيب درست کرديم. همه چيز تو به من بستگي داره و همه 

چيز من به تو! اگه تو مريض بشي منم مريض ميشم اگه من بميرم تو هم ميميري.

با اين همه نه من ميتونم با تو اختلاط کنم نه تو با من! با وجود اينکه در

دنياي خودت عقل کلي، بازم نميدوني من چه شکليم؟ چند سلامه؟ به چه زبوني

حرف ميزنم؟ نميدوني از کجا اومدم کجام؟ چه کاره‌ام؟ حتي اگه به مغزت فشار

بياري هم نميتوني بفهمي من سفيدم يا سياه، جوونم يا پير، قد بلندم يا کوتاه،

هنوزم از خودم ميپرسم تو يه نفر هستي يا نه!!

هيچ وقت دوتا غريبه با يه سرنوشت مشترک اندازه ما از هم بي خبر نبودن!

هيچ وقت دوتا ناشناس که هر دو يه تن دارن به اندازه ما از هم دور نبودن!

                  

   و. ..........

از:فکر کنم اسم کتاب{ کسی که هيچ وقت متولد نشد} باشه.

ارادتمند:ژوپی

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۸/٢٠
تگ ها :