ميدونيد ميخوام پولامو جمع کنم تا بتونم يه کامپيوتر (از اون کتابيا)بخرم تا ديگه داداش غارتگرم مطالبمو دير به دير تو اون کامپيوتره غراضش وارد نکنه و بعضی ها هم ننويسن که مطالبت پلاسيدس(  اخه بابا جون وقتی کامپيوتر توی اطاق يه داداشه وبلاگيه از من بدتر هستش مگه دست من بهش ميرسه )

ولی قول ميدم از اين به بعد زياد شماها رو چشم به راه نذارم حتی اگه پای جونم در ميون باشه

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/٢٩
تگ ها :