۳۰ روز

واااااااااااااي اگه بدونيد دارم روز شماري ميكنم تا بهمن برسه. تازه به غير از من 8-9 نفر ديگه هم دارن مثل من روز شماري ميكنن .

 آخه ميدونيد چيه؟..........من دانشگام از بهمن شروع ميشه, اما اون 8-9 نفر از اول مهر رفتن دانشگاه .

متاسفانه اين اولين ساليه كه ما 5 ماه از هم جدا افتاديم, حتي مدير مدرسمون هم نتونسته بود ما رو از هم جدا كنه .ببينيد چقدر سخته............

ولي عيب نداره بزار بهمن بشه قول ميدم همه اين 5 ماه رو تو 1 ماه جبران كنم

تازه شنيدم رئس دانشگاهمون هم تازه وارده ديگه چي ميشهههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟

ميدونيد دوستام خبر دادن كه دانشگاه يه كم سوت و كوره, خوب ميترسم طفلي دانشجوها كم كم پوسته پيازيش ديگه!!! واسه همين احساس ميكنم اونجا نياز مبرمي به من هست.

 تازه فكرشو بكنيد تودانشكده ما همش 6-7 نفر هستن كه از جنس ديگه هستند, .............طفلي ها كارشون ساختس...........

يه چند تا از اون سيگارت سياها واسشون سفارشي گذاشتم كنار كه بدونن ژوپي به فكرشون هست.

بااستاد و اينا هم امسال قرار نيست كاري داشته باشيم شايد ساله ديگه؟؟؟ از قديم گفتن : (احتياط شرط عقله). دوست ندارم هنوز 2 ماه نشده اخراج بشم و آرزو به دل بمونم كه دانشجونشدم ........از همه مهمتر سيگارت سياهام بي مصرف ميمونه .

تازه از حالا دوستام رفتن آمار سايت دانشگاهمو بهم دادن كه خبر رسانيم تو وبلاگ به روز باشه .

خلاصه اينكه اگه تا الان بعضي مطالبم خالي بندي بوده (البته به قول بعضي ها) سوگند ياد ميكنم كه از بهمن هرچي در اين وبلاگ نوشته بشه عين حقيقت باشه تا بفهمين ژوپي در راه ريشه كن شدن پوسته پياز حاضره دست به هر كاي بزنه.

                                                                                          اردتمند ژوپی

 

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٢۸
تگ ها :