سلام ميدونيد بعضي هاداشتند به وبلاگم چپ چپ نگاه مي كردن من هم خوب عصباني شدم ديگه. بعد اين رگ غيرته هست تو گردن؟ آهااااااااااان............... همون, يه هوئي ور قلمبيده شد . ديگه ديديم پاي ناموس آدم در ميونه ( وبي جونم) .ديگه .............نفس كشو ................... اون بزن و ما بزن و اون بوگو و ما بو گو ولي چييييييييييييييييييييي؟؟؟...............بازم مثل هميشه ژوپي برنده ميشه.

آره ديگه دعوا اساسي بود واسه همين نخواستيم شما رو داخل كنيم و بهتون زحمت بديم واسه همين رفتيم كنار تا به وبلاگمون و كامپيوتر يه خورده باد بخوره تا دوباره بيفتيم به جونش.

خوب يه كمي استراحت لازم بود اونهم براي ژوپي كه 4 ماه بيكار تو خونه ميشينه و هي تو word مطلب مينويسه ديگه خيلي لازمه.

خوب ................ داشتم يه كم هم ميگنديدم گفتم اگه بخوام مطلب بنويسم شما ها رو هم پوسته پيازي ميكنم واسه همين ايثار و فداكاري كردم و ننوشتم  ولي ديدين كه به همه دوستاني كه به من ارادت دارن سر زدم و جواب سلام دادم و حتي اونهائي هم كه يه مدتي تونازنو جواب سلام مارو نميدن عرض ارادتمونو ميكينيم " بچه محل به ما ميگن ژوپي كنه"

 از آقاي بهرام بابت دل گرمي ها شون ............. از آقاي بعد از سلام بابت ژوپيانه حرف زدن و تحويل گرفتن ما ................از اونها ئي كه به من ميگن شيطون بلا و باعث ميشن من با دلهاي ديگه اشنا بشم ........ از همشون ممنونم

چاكر ناتاشا خانم و مينا و اينديراي عزيز و شيداي تازه واردو ليلاي خانم دكتر و ماي لاو جو جوی با معرفت و تاريخ شفاهي هم سفرو اقا بهرام يه هفته در ميونو شراگيم خان بي صبحونه و آقا احسان درووووووووووودي و همه اونها ئي هم كه يادم رفته هستيم. ( حس تشكر بهم دست داد يه هوئي)

و به قول شاعر ...............دو باره من آمده ام واي واي ...........من آمده ام

 ارادتمند : ژوپی     

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٤
تگ ها :