بله...........

ميبينم كههههههههههه ..................

ژوپي اينجا, ژوپي اونجا, ژوپي همه جا

ميدونيد چي شده ؟!!!!ژوپي نميخواست شناخته بشه ولي خوب نشد ديگه ...................

مردم هم وبلاگي شدن و ما نمي دونستيما ......آخه  خبر ندارين كه ژوپي چقدر معروف شده فقط نميدونم چرا تو وبلاگم نظر نميدن تا شما ها هم باور كنيد !

مثلا .......... مثلا اينكه وقتي كه اين محترمه وارده يه مجلس عزاداري ميشه و بچه عزادارو بقل ميكنه (من فقط هم قداي خودمو دلداري ميدم چون بزرگتر از خودمو به علت ضايع شدنو اين حرفا كه نميشه بقل كرد كوچيكتر از خودم هم كه چيزي از غصه حاليش نميشه تا تا دلداريش بديم) يه هوئي ميبينه بچه سر عقب ميكنه و با چشماني قلمبه قرمزي ميپرسه عهههههههههههههههه نكنه تو ژوپي هستي .

من نميدونم از كجا شناخته ميشم...................... ( اين زورو هم كارش خيلي مشكل بودا)

 البته دوستان عزيز يكسري نكته هائي رو بعضي وقتها بهم گوشتزد ميكنن كه فكر كنم اگه بهشون عمل كنم ديگه  جدي جدي كسي منو نشناسه مثلا وقتي شب چهلم  يك دوستي وارد مجلس عزا ميشم, ديگه از بچه عزادار نپرسم (بي معرفت اين چند روزه كجا بودي ازت خبري نبوده و از اين تريپ حرفها) ......... آره حق با دوستامه آخه ژوپي كه سر تا پاي وبلاگش سوتيه فقط كافيه 2 دقيقه بي اراده و بدون كنترل ذهنش حرف بزنه ميشه همون عكس  العملي كه اون بچه عزاداره كرد تازه نگفتم كه موقع پرسيدن اين سوال در منظر هزاران نفر كه منتظر بقل كردن اون شخص بودند چه لبخندي بر لبانش ظاهر شد كه معلوم شد كه تونستم به وظيفه خطير ضد پيازي عمل كنم  :)

حالا كجا شو ديدين : (لطفا براي خوندن از حالا به بعد پاي چپ رو بندازين رو پاي راست كمي ابروها به سمت بالا ببرين و كمي مايل به راست بشينين .........آهان حالا خوب شد)  داشتم ميگفتم.... كجا شو ديدين .........با اين وضع هوا هم كه كار ژوپي چند برابر شده مثلا ميري تو پارك ميبيني طرف زير بارون  تكيه داده به تنه يك درخت سرو بلند  وزل زده به درخت جلوئيش (كه به احتمال زياد اولين ديدارشون در همين نقطه بوده ) ميدونيد راه حل ژوپي در اين جور مواقع چيه؟ هي چي خودش كه رئيسو نبايد كارها يدي انجام بده بنابر اين دست ميندازه دور يخه يكي از رفيقاشو ميندازتش جلوي طرف ................. الان هم كه وفاي به عهدو اين حرفا هم كه كشكه ووووووو............ دوباره روز از نو و روزي از نو .......... به قول يه وبلاگري: چه خبر او از اين حرفا .................اووووووووو ديگه دوباره زندگي شيرين ميشود ووووووووو عههههههههه ببخشين بقيه اين جور لحظات چونكه خصوصيه من نميتونم توي خبر رسانيه عمومي بگم( با ارز پوزش )  

خلاصه اينكه وقتي كه ميگم  ژوپي اينجا ژوپي اونجا ژوپي همه جا يعني همين ديگه.

................................................................................................................................................

عههههههههههه راستي يه صحبتي هم با اونهائي داشتم كه مبتلا به بيماريه يه جاي دور رفتن شدن ( عههه دوست عزيز اشتباه نكن به غير از تو42 نفر ديگه تا الان به اين ويروس مبتلا شدن ) شايد يه هوئي ديدين من اونجاما........ پس هواستون باشه كه دست از پا خطا نكنين من خبر گزاريم قويه ها........ ميبينيد 3 سوته خودم با همين دستام با يه تلفن ساده تبديلتون كردم به يه پوسته پياز كه مجبور شين همون جاي دور بمونين.(ملتفت كه شدين)

 از ما گفتن بود .فعلا ........... زت زياد

ارادتمند: ژوپي             

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/٢٢
تگ ها :