تا چند ساله پيش كه ژوپي مدرسه ميرفت موقع فصل پائيز كه ميشد همه هوشو حواسش بيرون از پنجره بود هر سال اول مهر يه جائي كنار پنجره( و البته ته كلاس) رو براي خودش رزرو ميكرد تا موقعي كه هوا ابري و باروني ميشه از اين سر كلاس كوچ كنه و بره اون سر كلاس كنار قطرات بارون حال كنه, آخ اگه بدونيد چه كيفي ميكرد, ديگه درس و معلم تو اون روز يراش كشك بود.البته نمره هائي هم كه اون روز ميگرفت خيلي خيلي كشك بود,آخه وقتي ميرفت ته كلاس ميشست موقع امتحان شفاهي معلم ميگفت همونجاكه هستي وايسا وجواب بده ژوپي هم كه هميشه از خدا بابت داشتن يكسري رفيقهاي با معرفت شكر گذار بوده و هست هميشه نمره اي كمتر از 20 تو اين روزها نميگرفت فكرشو بكنيد تو دل ژوپي اون روز چه بهشتي درست ميشد .

عههههههه البته يه موقع اشتباه گرفته نشه ها ميدونيد ........ژوپي از بچگي به بارون علاقه مند بود . از همون دوران طفوليت ..... مثلا وقتي دائيش بهش ميگفت ژوپي جان چائي يا هندونه زياد نخور شب بارون ميادو.........اينا بدتر تا ميتونست شيكمشو پر ميكرد از از هرچي چائي و هندونه و چيزهاي باران زاي ديگه (تكرار ميكنم : وقتي طفلي بيش نبودم)

به هر حال وقتي ژوپي بزرگتر شد چونكه ديگه دائيشينا بهش نميگفتن چائي نخور بارون مياد از اون نوع  بارونها ديگه خبري نشد . و دوران مدرسه رو با بارونهاي پائيزه و زمستانه آغاز كرد البته نزديكهاي تابستون هم يك سري بارونهاي خاصي جاري مي شد كه دليلش وجود ابرهاي باران زا يا خوردن مايعات نبود بلكه بي بهره بودن ژوپي در امتحانات پايان ترم از اون رفيقهاي با مرامش بود كه خوب آخر سال يكسري فطرات كوچيكه شور و غليظ شبيه   بارون كنار پاي مامان عصبانيش جاري ميشد . ميبينيد ژوپي همه فصلهاي سال از بارون محروم نميشد اين نعمتي هست كه هر كسي نميتونه بهره مند باشه.

ميدونيد ژوپي تو هر نقطه اي از كره خاكي تونسته از بارون لذت ببره (عه ببخشين منظورم بارون واقعيه هموني كه از آسمون به زمين مياد) ولي تا حالا نتونسته توي دانشگاه سر كلاس درس يا....... يا........ حالا ....... لذت ببره . ژوپي فكر ميكنه بايد لذتش خيلي بيشتر از سر كلاس درس توي يك مدرسه راهنمائي يا دبيرستان باشه  (شايد هم نباشه) .ولي اگه توي دانشگاهي ديديد يه موجود زنده اي(منظورم انسانه) زير رگبارو تگرگ و و بارون و طوفانو اينا نشسته و داره درس مي خونه و عين موش آبكشيده شده يا زير برف يه چيزي شبيه آدم برفي شده شك نداشته باشين كه اون خود خود ژوپيه.........

و اما نتيجه: ما تو اين دنيا چند نوع بارون داريم نههههههههههههههه :) ببخشين نتيجه بهتري به ذهنم نرسيد تا بگم

                                                                                                                      

ارادتمند: ژوپي

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۱۸
تگ ها :