مردي ايستاده به قامت بلند شب با آفتاب همه بيابانها در چشم ها دستاني به مهر دارد و ابرواني به قهر و بار تمام ويرانگي ها را بر دوش ميكشد آتشي است طالع شده از خاكستر اجاقهاي سنگي صحرا دستاني به مهر و ابرواني به قهر آفتابي گدازنده در چشمها و چهره اي چرخان ميان هزاران چشم غريب هزاران چشم آشنا.

كليدر

ارادتمند: ژوپي

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۱۱
تگ ها :