این ترم آخری هست که میرم دانشگاه.دوستانم دارن لحظه لحظه های این ترم رو تو حافظشون سیو میکنن و من....

راستش دوست دارم امتحانامو بدم و خلاص بشم.

از زمین شناسی بدم اومده.

تو ش خیلی دقل بازی میشه.

اگه بخوای کار پیدا کنی بااااااااااااااید پارتی داشته باشی والا اونقدر این زمین شناسی مافیائی هست که جرات نمیکنی پاتو بزاری تو سازمانش.

موقع درس خوندنشم که میشه استاد میاد از ۱۰ فرسخی یه کوهی رو نشون آدم میده و میگه اون کوهی که میبینید جنسش از مثلاْ توفه و خلاص.دیگه خودت باید بفهمی استاد چه جوری تونسته از ۱۰ فرسخی اینو بفهمه وقتی هم که میپرسی میگه عزییییییییییزم تجربه نداری دیگه.

وقتی هم که میخوای تجربه پیدا کنی میگن بی تجربه ای نمیتونیم استخدامت کنیم.

خدائیش زور داره.....میگن برو مقاله بیار ببینیم چند مرده حلاجی.

واسه مقاله میخوایم بریم تحقیق کنیم؛ اونقده ازمون مهر و امضاء و اثر انگشت میگیرن که خدای ناکرده جاسوس خارجی نباشیم که آخرش آدم پشیمون میشه بره سراغ تحقیق و مقاله.بهتره بگم حااااااااااااااااااال آدم   از هرچی تحقیق و مقالست بهم میخوره.

البته نه که نشه ها.میییییییشه اما قبلش مجبوری ۱۰۰۰ تا گناه و دروغ و خالی بندی و پاچه خاری از یه استادی که خرش تو سازمان میره بکنی که کار کردن و تحقیق و سری تو سرا در آوردنت مساوی میشه با یکراااااااااااااااااااااست رفتن تو جهنم.خدائیش ارزش نداره.

تازه بعد ۴ سال درس خوندن و از کوه بالا پائین رفتن و اطاقتو پر سنگ و خاک و خل کردن میان میگن اگه فوق بگیری بهتون میگن مهندس.

اه اه اه .....

تازه فهمیدم دنبال علم رفتن خیییییییییلی فرق داره با مدرک گرفتن.

خلاصش دوست من سرتو درد نیارم .من تو دانشگاه هیچی جز پوسته پیاز های وا رفته ی بد بو ندیدیم.

اگه میخوای عمرتو به هدر ندی دنبال علم باش نه مدرک.

ارادتمند:ژوپی

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢٤
تگ ها :