خیلی وقته از چشام بی تو بارون میباره

دل نا امید من تورو آرزو داره

ای همیشگی ترین

آه ای دور ترین
سوختن کار من است
نگرانم منشین..........................
تو رها از من باش ای برایم همه کس

زیر آوار قفس مانده ام من ز نفس
تو و خورشید بلند من و شبهای قفس ............................

.یادم هست یادت نیست؟

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٢۱
تگ ها :