ستاره‌شمر گفت بهرام را

که در «چارشنبه» مزن کام را

اگر زین بپیچی گزند آیدت

همه کار ناسودمند آیدت

یکی باغ بُـد در میان سپاه

از این روی و زان روی بُـد رزم‌گاه

بشد «چارشنبه» هم از بامداد

بدان باغ که امروز باشیم شاد

ببردند پر مایه گستردنی

می و رود و رامشگر و خوردنی

. . .

ز جیحون همی آتش افروختند

زمین و هوا را همی سوختند

                                                                                       ارادتمند:ژوپی

 

 

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٢
تگ ها :

 

تست پيش دبستاني!
 
 
اين و چطوري حلش مي کني؟ فقط يک سؤاله، پس وقت بذار و درباره اش فکر کن.
 
از بچه هاي پيش دبستاني اين سؤال پرسيده شد :
«اتوبوس توي اين شکل به کدوم طرف ميره؟»
 
  
 
.
.
.
.
.
.
.
با دقت به شکل نگاه کن.
مي توني جواب بدي
. 
  
. 
  
. 
  
. 
  
. 
. 
  
. 
  
. 
  
(جواب هاي ممکن چپ يا راست هست)
درباره اش فکر کن
. 
. 
. 
. 
. 
  
  
هنوز نمي دوني؟
. 
. 
. 
. 
باشه، من بهت ميگم.
. 
. 
بچه هاي پيش دبستاني همگي جواب دادند : «چپ»
. 
. 
. 
  
وقتي ازشون پرسيدن : «چرا فکر مي کنيد اتوبوس داره به طرف چپ ميره؟»
اونا جواب دادن :
. 
. 
. 
. 
«چون تو نمي توني در رو ببيني.»
. 
. 
.
الآن چه احساسي داري؟؟؟
مي دونم، منم همينطور.
  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٠
تگ ها :

 

خدا جونم ژوپی که اینقده دوست داره ؛گناه داره دیگه آرزوشو بهش بده....

 مرسی... دوست دارم خدایم

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱٧
تگ ها :

 

سوتی های صدا سیما

چند سال پيش توي يه برنامه زنده شبكه تهران (فكر كنم شبهاي تهران بود) احمدزاده بعد از اينكه يكي مسابقه رو برد گفت: هديه اي به رسم امانت به شما ميديم!

يكي دو هفته پيش اين پسره (اميرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار يه ماچ از لبات بگيرم و پورنگ هم سرخابي شده!

توي اخبار سراسري بود كه آقاي بابان همراه همكار خانومش مي‌خواست خداحافظي كنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظي مي كنم!

برنامه‌ي صبح ايراني راديو سراسري كه از ساعت ۶ و خورده اي صبح شروع ميشه يك مجري خانم داره به اسم قلع ريز يا مشابه اون كه يه روز، گفتند: يك خبر جالب مي‌خوام براتون بخونم، تو اينترنت مي‌گشتم (!) اين خبر رو ديدم كه نوشته يك پيرمرد به مدت ۵۰ سال بالاي درخت زندگي كرده و بعد فرمودند كه: شوخي نيست، طرف ۵ قرن بالاي درخت بوده!

يه تبليغي جديدا تو تلويزيون نشون ميده كه ظاهرا مال يك شركت آموزش كنكور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه يه پسره رو نشون ميده كه كتاباي اينا رو مي خونه بعد ميره سر جلسه با خيال راحت تست ميزنه ...فقط يه نكته اي هست ... اين پسره سر جلسه كنكور فقط يه پاسخ نامه دستشه ... هيچ پرسش نامه اي وجود نداره ...!

يكي از برنامه هاي زنده شبانه چند سال قبل بود كه تو شبكه تهران پخش مي شد و احمدزاده و حسيني مجرياش بودن. خسرو شايگان (دوبلور) تلفني باهاشون تماس گرفته بود و اينا هم گير داده بودن كه يه آهنگي رو كه معمولا زمزمه مي‌كني بخون. هرچي اين بنده خدا مي گفت الآن چيزي يادم نيست ول كن نبودن كه يه دفعه شروع كرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم كه دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صداي خوبي! حالا مي‌رسيم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقيشو بخونه.

يه خاطره ديگه از عمو پورنگ
يه صداي دخترونه
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبي
- مرسي . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خيلي دوستتون دارم
- منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟
- كتايون
- كتايون ؟ خوبي ؟
- بله
- كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟
- باشه
- كي از همه بهتره ؟
- كتايون
- كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟
- كتايون
- كيه كه مامان دوستش داره ؟
- كتايون
- كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش مي كنه ؟
- مامان

همين 5 شنبه بازي پرسپوليس - ابومسلم بود بين دو نيمه زنگ زدن به فنايي براي مسايل داوري و اينا فنايي گفت : قبل از هر چيز اجازه بدين فرارسيدن ماه محرم رو خدمت شما و بينندگان تبريك عرض كنم !!

 

گاف های فرزاد حسنی در صدا و سیما

دیشب (یکشنبه شب) در برنامه زنده شبکه سوم سیما فرزاد حسنی در پایان برنامه از یک خانم دامدار نمونه یاد کرد که چند گوسفند تحویل گرفته و صدها گوسفند تحویل داده است.

وی در ادامه گفت: مثلا اگر من فرزاد حسنی را تحویل این خانم دهید، 30 تا فرزاد حسنی از او تحویل خواهید گرفت!

حسنی همچنین چندی پیش در یک برنامه رادیویی به انتقاد از نوع مواجهه مردم با پدیده فیلم های خصوصی بازیگران و ورزشکاران پرداخت و در پایان گفت: CD خود ما هم در دست تهیه است!

 

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٧
تگ ها :

 

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

چرا؟؟

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٦
تگ ها :