اگر كسي را دوست داري؟

شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده

دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت

دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است

دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است

دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست

دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1 1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن

دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني

دانشجوي رشته صنايع : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش كن ، اين كار را مرتب تكرار كن.......

ارادتمند:ژوپی

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢٩
تگ ها :

 

به مناسبت روز عشقولانه ها:

بی ادبا نمیگن شاید خونواده از اونجا رد میشه؟

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بدون شرح:یادم بود یادت نیست؟

ارادتمند:ژوپی

قول

 هیچ یک قول نداده بودند .
 تمام عمر منتظر ماند .
ایمان تنها ناجی اش بود . می دانست که خواهد شنید ؛ بالاخره روزی گفت ‌ : 
                                                                                                  دوستت می دارم
                                     می دانست که دیگر به هیچ قولی نیاز نیست !

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢٦
تگ ها :

 

۱ روز در راهپیمائی

خوب دیروز ما هم مثل بقیه انسانهای با مرام و دولت دوست بدار رفتیم راهپیمائی.اینکه حرفی درش نیست.اما نمیدونم چرا همیشه بجای اینکه مثل بقیه مشت و لگد بکوبونم تو دهن ادم بدا خودم هرچی مشت و لگد میخورم؟بعضی اوقات میگم شاید ته چهره من شبیه بوش و بلر باشه.......طرف مثل من بادکنک خریده بود انگاری فقط برای اینکه بکوبونه تو دهن من این بادکنکو خریده؛از اولی که خرید هی کوبوند تو چش و چالممممممممم تا اینکه پکید.از اون طرف مرده از اینکه دورو برش شولوغه عصبانیه میاد با دست میکوبونه پس کله من که بر گردین اینجا بسته شده .

خلاصه که هرچی فکرشو بکنید دیروز به ما کوبوندن...مشت محکم؛لگد محکم؛بادکنک در حال پشکیدن؛سیگار روشن؛ سپر ماشین.به نظر من این راهپیمائی برای کسانی که دچار مازوخیسم خیییییلی شدید هستن مفید و عبرت اموزه.

اما من بخاطر سادیسم شدیدی که دارم نه تنها امسال بلکه تا زمانی که جان در بدن دارم در این تظاهرات همگانی شرکت میکنم .چون تجربه ثابت کرده قیمت اسباب اثاثیه ۴ شنبه سوری اینجور جاها ارزون تره (اینک یه نکته کنکوری).حالا بعضی ها برن گریه کنن

و این همون چیزی هست که  خیلی بهم  حال دادسیییییییییییگاااااااااارتتتتتتتتت

تا دلم خواست دور از چشم هرچی بزرگتر و اقا بزرگائی که دورو برم بودن از بچگی تا الان یهههههههههههه عالمه سیگارتو فشفشه و پروانه و از اونا که سوت میکشن بعد میترکن خریدم.خیلی حال داد..........۴ شنبه سوری از خجالت همتون در میام

فعلا زت زیاد

ارادتمند:ژوپی

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢۳
تگ ها :

 

یه بچه میتونه ۳چیز رو به یه ادم بزرگ یاد بده:

۱.شاد بودن بدون دلیل....خدائیش انگاری همیشه رو ابرا هستن این بچه ها واسه خودشون خوشحالن

۲.دائم به کاری مشغول بودن.........تازه یه نموره بیشتر از این حرفا

۳.تقاضا کردن انچه با تمام وجود میخواهی.......اینو پایم بد جواب میده........البته موهای خودتو نه ها!موهای روبروئی تو

اینو نیگا....

چون اصلا قشنگ و با مزه نبود گذاشتم

ارادتمند:ژوپی

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱۱
تگ ها :

 

فکر میکنید اینجا کجا باشه؟

شیکاگو

فکر میکنید اینجا کجا باشه؟

شانگهای چین

فکر میکنید اینجا کجا باشه؟

توکیوی ژاپن

فکر میکنید اینجا کجا باشه؟

سنگاپور

فکر میکنید اینجا کجا باشه؟

 

تورنتوی کانادا

فکر میکنید اینجا کجا باشه؟

 

شنزن چین

فکر میکنید اینجا کجا باشه؟

 

گوآنگژو- چین

فکر میکنید اینجا کجا باشه؟

 

دوبی- امارات متحده عربی

حالا برو گریه کن

ارادتمند:ژوپی

  
نویسنده : ژوپی ; ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٤
تگ ها :